تبليغاتX
lovely

lovely

دلنوشته هاي یه شیطون عاشق

سلام این اخرین باری که این وبو می اپم دیگه نمی خوام وبمو یعنی وبمونو اپ کنم دلیلشو نپرسید ببخشیدم نمی بندمش ولی دیگه نمی اپم دیگه بهش سر نمی زنم چون واسم پر از خاطرست از یه ادم که در موردش ولشششششششش راستش دیگه نمی تونم خاطراتشو تحمل کنم خودش رفته ولی خاطراتش هست من مجبورش کردم که بره باید می رفت هنوز لبامزخمکاش بودومیدید از اون وقتی که بوسش رولبم سنگینی کرد لبامچقدر خنجر خورده کاش می فهمید چقدر سخته به کسی که دوسش داری توهین کنی و خود اون ندونه واسه چی یعنی تو نه خای که بدونه کاش می دونست یه جمله در جواب این همه حرف یعنی چی کاش می دونست کسه دیگه ای واسه من ارزشی نداره من حتی به فکر جای خالی پر کردنم نیستم ولی حیف که دونستنش ازارش می ده و من نمی خوام بدنه چرا گفتم بره امیدوارم هیچ کس مثله من نباشه اخ الان ساعت یک و بیستو و دو دقیقست فکر کنم منتظرم نیست اخه همیشه شبا ساعت یک و نیم با صدای من می خوابید از این به بعد با صدای کی می خوابه شایدم از سه هفته پیش نمی خوام بهش فکر کنم. میرم تا یه وبه دیگه ای رو باز کنم این وب از رو شوخی بودو  واسه اذیتو ازار فکر نمی کردم انقدر عمرش کوتاه باشه دیگه نه می چتم و نه با مخاطبام مثله شما ها رفتار می کنم حتی جوابه نظراتشونم نمی دم چون دیگه نمی خوام خسته شم من فقط یه وب نویسم همونم می مونم ببخشید خواهرتونو که این طوری رفت  فقط یه  چیزایی به بعضیا می گم .یاسمین جان خواهر گلم دوسته خوبم اشتباه نکن اشتباه کردی التماس نکن دیدی از پس هر اشتباهی التماسی سر بسته بگم تجربه ی خودمه یا دیگران نمی دونم اما خوب خوبه یا بد بدهی پسرای این کره ی خاکیم بازم عاشقه پاکین تهشم  بهت می گن اگه پاکی دخترا به اینه پس بی خیال اخرشم خواهرشون مادرشون بعدم دختر عمو دایی ووووووووو که زیر زره بینن فقط همه چیزت ماله اون نشه. پرهام جان دادشه خوبم دخترا مثله مار هفت خط می تونن بعضیاشون باشن اگه می دونی نیش داره نیششو بکن این تنها راهه زیاد التماسم نکن و مریم جان دوسته دوران بچگیه من الهی فدای اون چشمای معصومت بشم که دیگه نمی تونم ببینمشون عاشقش نشو یه نصیحت یا دستور نیست این یه حرفه دوستانست اونو اگه می خوای رو راست باش این خوبه که تو انقدر پاکی که دوسش داریو بهش نمی گی درست فامیلته جلو چشت اما  اما... هیچ وقت التماس نکنو نگو بزار خودش بگه که بعد پاکیو عشقه صادقانت زیر سوالنره فقط زیاد بهش محل نده اگه هر وقت میاد به جای چایی از تو اب میوه می خواد بهش بگو بره برای خودش بیاره اگرم نتونستی با یه لیوان چایی ریختن رو پاش همه چی حله البته چای داغ نه از روی دلسوزی اب بلرم بریزی اگرم نتونستی بده به علی جات بریزه یاد بگیره به تو دستور نده. اقا سامان شما همسنه نوید من هستید خیلیم سرتون می شه می دونم حرفایی که بهم زدید نصفش دروغ بود رویا اگه  دوستتون داشت نمی رفت  شما بد کردید اینو بهتون نگفتم ببینم خودتون به این نتیجه می رسید یا نه درضمن من ۱۸ سالمه. ایدین جان مواظبه خودت باش . خدافظ ببخشید دیگه واسم نظر نزارید چون نمی تونم بخونم یا حتی دیگه نمی خوام سر بزنم به این وب ایدیمم به همین زودیا عوض می کنم تا دیگه راحت باشم وصبر می کنم تا ببینم خدا چی می خواد ولی دیگه دنباله یه همسفر یا یه برادر نیستم مرصی از خودم که تحمل کردم نظراتتونو یا حتی به بعضیاتون کمک کردم مرصی که رفتم خدافظ برام دعا کنید.

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت21:35توسط یبندهی خدا و یه عاشق | |

بلاخره ولم کرد بلاخره تموم شد هر چی بود باعثشم خودم بودم عیبی نداره این واسش بهتر بود خودشم دیگه داشت می فهمید ولی خوب منو که می شناسید می دونم ه جوری ادما را عاشق کنم و چه جوری کاری واسه تنفرشون بکنم هه از کجا حدس زدی اهان می خوای بگی تو هم واسه خودت یه پا استادی اره هنوزم اره اما مهم نیست من یه عالمه خاطره باهاش دارم یه روزیم اگه خدا بخواد دوباره از دور می بینمش نگران من نباشید حالم خوبه به خدا دیگه اون بچه ی بی ادب و احساسی نیستم الانم دیونه نشدم باور کنید می دونم دارم چیکا می کنم  هه باورم نمی شه هنوز یادش بخیر هنوز کلاغ پرشو نرفته بود بهش گفته بودم اگه کلاغ پر نره دیگه نه من نه اون تازه خودشم بد کرد همه چیزو ندازید تقصیر من خودشم مقصر بود مقصر چی لابد؟ مقصر خیلی چیزا اون الان یکیو مثل من داره که اون واسش بمیره  نگرانش نباشید من خودم کسی و که پیشش فرستادم می شناسم حالا دیگه اون تنها نیست تو شبا الان ساعت یک ونیم نصفه شبه می بینید که منم تنها نه اون می دونم نپرسید از کجا کسی و که فرستادم عاشقش کنه خیلی بهتر از من قلقشو یاد می گیره چون استادش خودم بودم درضمن اون الان منو فراموش کرده فرت چی فکر کردین کر کردین همه مثله منن صدسال به صد سال می یاد نظر اونم خصوصی میزارید باز منم یادم می مونه کی هستید مردم تا سر یه هفته فراموش فرتتون می کنن برید واسم درخت قدر بکارید . چیه باز اره اقا هر روز میام وبمو می بینم هر روزم به ایدیم سر میزنم اصلان وبه خودمه ایدی خودمه اختیار دارشم دل خودمه و عشق خودم به تو چه اخه بی خودی به هم تیکه می ندازی در ضمن از این به بعد کارام زیاد می شه دیگه نمی تونم به اپم فعلا یا علی

+نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت0:14توسط یبندهی خدا و یه عاشق | |

دیگه وقتش بود اون باید تاوان کاراشو پس می داد کم دل نشکسته بود باید بلاخره عاشقم می شد این اتفاق افتاد اره عاشقم شد حالا نوبت من بود هر بلایی سرم اورده بود ....... اره باید دلشو بشکنم باید بفهمه گریه یعنی چی باید بفهمه بی کسی که می خوایش بودن یعنی چی اره باید حالیش بشه شبای بیداری یعنی چی باید اون لحظه هایی که من دیدمو تیکه تیکه شدمو ببینه اون شبایی که به فکر کس دیگه بود اون روزایی که عاشقه  یکی دیگه حالا که افتاده به التماس تازه فهمیدم انقدرام دوسش ندارم اره باید ببینه همهی اون لحظه هاییو که از رفتنش من تو خواب دیدم راست میگن از هر دست بدی ازهمون دست می گیزی باید ببینه دست تو دست رغیب بودن یعنی چی می خوام بهش طعم شیرین غم و بچشونم می خوام بهش یاد بدم دیونگی یعنی چی حالا نوبت من شد می دونم گناه دارم می کنم اما اون باید خواب منو هر شب ببینه باید تو عشقش بپوسه باید تو یه اتاق با یه خاطره بی من زندگی کنه وتو اون اتاق لحظه هایی و که من دستم تو دسته رغیبش رو ژیش چشماش ببینه حالا دور دوره منه  حالا بهش نشون می دم وقتی راجع به عشقه دیگه ای جلوش حرف میزنم چه حالی داره وقتی از چشمای کسه دیگه می گم چه حسی داره وای که چه روزای سختیو در پیش داره می دونم الان توای که داری این حرفارو می خونی دلت به حاله عشق من می سوزه ولی بدون اون حقشه.

+نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت21:4توسط یبندهی خدا و یه عاشق | |

دیگه  تحملم تموم شده اشکامو پشت یه بغض قدیمی نگه می دارم هر چی بهش می گم تو کتش نمیره ازش می ترشم می ترسم یه روز به پاکیش شک کنم پاکی هه چه کلمه ی زیبا اصلن پاکی یعنی چی خدایا کمکم کن من دیگه نمی تونم از پسش  برام خدایا خیلی تلاش کردم اما اونو نمی تونم عوض کنم خدایا می دونم اگر به حرفش گوش بدم پشیمون می شم من نمی خوام ترکش کنم اما اگر قراره باعث بشم بعد ار این که به حرفاش گوش دادم دیگه نشه کنترلش کرد که اینم می شه چون خودت تو قران گفتی و تو حرفه توام حرفی نیست می خوام منو بکشی یا خیلی راحت بگم قبل از پشیمونی جونمو ازم بگیری خدایا بهت احتیاج دارم دردامو نمی  تونم به کسی بگم حتی به کسی که دوسش دارم خدایا چه خوب که تو رو دارم یه راه بزار جلو پام گناه دارم خدا خسته شدم از بس صداش کردم که نیفته تو گودال اون یه چیزی واسه خودش می گه اما خیلی چیزا رو هم نمی دونه یا بهتر بگم اعتماد بنفسش ۱۲۰ خدایا من رو لبه پرتگاهم کمکم کن نیفتم دیگه دلم به یادش اروم نمی شه این اواخر حس کردم اون چیزی دیگه ای رو تو من می بینه وای خدا کمکش کن حاضرم عاشق یکی دیگه بشه خیلی زود باهاش ازدواچ کنه ومن از زندگیش محو شم خدایا خودت از دلم خبر داری از شبام از نگاهام از تنهاییام ببخش که ازت یه عشق خواستم تا تنهایمو باهاش پر کنم ونگفتم پاک بمونم یا نه و چون تو دوسم داشتی بهم دادی خدایا با سیلی دارم صورتمو سرخ می کنم خدایا ابرومو پیش هیچ کس نبرخدایا هیچ وقت تنهام نزار که تو شبام تو هستی که به یاده پاکیت اشکام گونمو نوازش میکنه خدایا می دونی دوست دارم شاد باشه واسه شادی اون هر کاری دارم می کنم خدیا نمی خوام من شادش کنم دوست دارم یه گوشه بشینم و از دور شادیشو با کسه دیگه تماشا کنم خدایا می دونم عشق اون هوسه ولی خدا دلش پاکه کمکم کن کمکش کنم اگر شد بهم یه نگاهی بنداز چشمام دیگه اینه نیست خودت می دونی چرا خدایا دوستم داشته باش.  دوباره برگردم اگه یه بار دیگه بشکنم دیگه شکستنی نیستم چون خورد شدم دلیم که خورد بشه دیگه درست نمی شه .چون هیچ بند زنی دل خورد شده رو بند نمی زنه می دونی چرا چون تیکه های دلم تو دستاش فرو میره و یه خون از جنس بلور تنهایمو رنگ می زنه نه نباید خورد شم.

+نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت22:53توسط یبندهی خدا و یه عاشق | |

یه روز دو تا ادم با هم قرار میزارن تا با هم پرواز کنن از این زمین دور شن انقدر دور که به خدا برسن عشقشون پاک نبود دروغ چرا از روی هوس بود دروغ توش بود اما یه حرفی مثله اینم که تا اخر پرواز کنار همیم توش بود اولش نمی تونستن بپرن چون واسه پریدن بال می خواستن بالم که نداشتن یکیشون گفت اگه از زمین جدا نشیم من از تو جدا می شم اون یکی با خودش گفت اگه اینطور بشه که نمی شه به خدا گفتن خدا گفت اولش دروغ نگید بهم تا بهتون بال بدم دروغ نگفتم بعد تونستن بپرن وقتی یکم رفتن بالا نشد که اوج بگیرن قرار بود وقتی به مقصد میرسن کنار هم بمونن تا ابد اما هر دوتاشون می دونستن به مقصد که رسیدن هوسشون که برطرف شد راهشون جداست باید می پریدن تا به مقصد برسن واسه پریدن خدا گفت خیانت نکنید دل همدیگرو نشکنید اونا هم قول دادن کم کم یاد گرفتن اوج بگیرن وقتی رسیدن رو ابرا همدیگرو دوست داشتن بعد می خواستن برن بالاتر خدا گفت حالا اشکای همدیگرو پاک کنید من غم می دم شما دلداری کنید اونا هم هر کاری خدا گفت کردن بلاخره به مقصد رسیدن هیچ کدومشون دیگه یادش نبود چرا اصلن به مقصد رسیدن فقط یه عشق پاک بدون ریا داشتن. این طوریه که ادم می تونه از یه عشق زمینی که با دروغ همراه با کمک خدا به یه عشق پاک برسه.

http://tinypic.info/files/9lwn2rkfg5tfr6nk9fu6.jpg

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت18:35توسط یبندهی خدا و یه عاشق | |

بچه ها امروز اصلا موضوع ندارم بنویسم راجع به سوژه مورده علاقتونم بخصوص واسه خانم های محترم که حس کنجکاوی اونها یه سری تبدیلات روش صورت گرفته واحساس کمک اقایون هم که داره به غیرت و یه خورده بیشتر تبدیل می شه باید بگم که تا اطلاع ثانوی قهرم ادعای طلاقو مطالبهی مهریه بعدشم زندان اقا رو کردم فوزولی بسه الان دارن می گن تا دیروز دوست بودنا خوب تو این دوره زمونه واسه اینکه از ترشی انداختن بیش از اندازه خودداری بشه درضمن به باباها هم باشید بهتره زودتر اقدام کنید زیرا تو جامع ی ما باید از اون دسته ادمای زبل بود این چرتو پرتام گفتم حوصلتون سر نره بشنید خونه باباتون که خونه ی دوست پسرتون اولش عشق بازیه بعد براش می شید یه رفیق شب بعدشم مامانه نینیو بعدشم کتک و دعوا ................................. حالا خلاصه اخرم می گید مهرم ازاد جونم حلال بدست همسر مبارک فاتحم صلوات. حالا نترسید انقدرم دیگه اژدها نیستن بدبختا  گناه دارن بهشون رحم کنید انقدر نزنیدشون خرجوتونو که می دن یه عالمه ام دوستون دارن نازک تر از گلم که نمی گن  مابیبیم که بلدن عوض کنن اشپزیشم که خوبه دیگه اخه دردت چیه زلیل مرده با لباس سفید میری با لباس سفیدم برمی گردی دست بابات تا ببره دفنت کنه اخرشم بابات با وجود داماد سرخونه باید خرجتو بدم البته تو این دوره زمونه که لباسه عروسی صورتی شده لابد برگشتت نزد پدر سبزه به احترام اقای موسوی تا شاید  تو  درگیریه انتخاباتی سوژه بشیو یه خورده ام به فکر مملکت باشید البته اگر رو سبزتون رنگ قرمز نپاشن نه فکر نکنم این اتفاق بیفته چون حالا که خبر نگارا بار سفر بستن و بعضی هام از رو نادونیا فقط که باید یه کاری می کردن که نکردنا افتادن گوشه میله اهنیا دیگه سوژه نمی شی.  اخه مملکت نه این که شهرت جهانی یافته مام که خیلی پیشرفته شدیم اصلن به مغز نسل جون احتیاج نداریم بریم به عشق بازیمون برسیم اخه واسه چی دوست می شی که بعد خیر سرت پول تلفنتو ........ اخه بیکاری عاشق می شی که روز ولینتاین.. خیلی کار می کنی پولتو بابات قطره قطره عرق میریزه درمیاره اخه تو میری کافی شاپ با اون..... اینا رو می گم به شما چون خودم دوستیم تموم شده تیکه باشه واستون. بچه ها عشق تو کتاب پس کتابو عشق کنید. 

فکر کرده اگر نباشه زندگیم نمی گزره ماهم خورشید نمی شه فکر کرده اگه نباشه شبا چشمام باز می مونه اگه نباشه سردم می شه اگه نباشه .......... اون نمی دونه بودن و نبودنش دیگه فر قی واسه دلم نداره انقدر دلم شکسته که راضی بشه به رفتنش .

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت18:7توسط یبندهی خدا و یه عاشق | |